بسیاری از عکاسان بارها با فضاهای تکراری که عکسهای تکراری هم به مخاطب ارائه می دهد مواجه شده اند و نمونه ها و مثالهای زیادی برای این موقعیت و شرایط می شناسند و آن را در بسیاری از موارد به عنوان مشکل و موقعیت جدانشدنی می دانند. چرا که بسیاری از موقعیت ها ، فضاها و شرایط در زمان و مکانهای مختلف عیناً و با تغییرات اندکی تکرار میشوند. نشست های خبری، مطبوعاتی، در جمع خبرنگاران و … و بسیاری از برنامه های خبری دیگر از این مدل موقعیت های هستند.

برای مثالی روشن می توان به نشست های خبری فیلم های در جشنواره فجر امسال و یا خروج اعضای هیات دولت از نشست های هر هفته خود و ورودشان به حیات پاستور اشاره کرد.عکسهای هر هفته بیشتر خبرگزاری ها و روزنامه ها از این برنامه عمدتا تکراری است و هر یک از مسئولین و وزرا هر هفته نسبت به هفته قبل فقط جایشان در موقعیت حیات، روی پله ها، پشت شیشه و در حال خروج از جلسه ، در گذر از کنار خبرنگاران و … تغییر می کند و مخاطب عکاسان قرار می گیرند.

در چنین شرایطی هر چقدر عکاس بخواهد ابتکار به خرج دهد و فضایی جدید را پیدا کند باز هم نمی تواند چندان از محدوده این تکرار فرار کند و به نظر میرسد عبور از آن چندان امکان پذیر نیست.

اما در این میان اتفاق دیگری هم می افتد و آن اینکه مخاطب عکس ها در مواجه با این عکسهای تکراری به مرور دیگر رغبتی به باز کردن و دیدن عکسهای این برنامه پیدا نمی کند. بسیاری معتقدند که هنر عکاس بیرون کشیدن فضایی جدیدی از همین محیط تکراری است اما واقعا تا چه حد می توان از این محیط تکرار در تکرار که هیچ کمکی هم از سوی مسئولان اجرایی در جهت تغییری هرچند کوچک در آن نمی شود، بیرون آمد و مخاطب را با وجه دیگری از این برنامه ها آشنا ساخت !؟

منبع: هفته نامه « آخر هفته » – جمعه ۱۲ اسفند نوشته معصومه اصغری